از بیهودگی تا بشر دوستی

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل



امروز بعد اتمام کار و به نتیجه نرسیدن،  باز هم حس آشنای دقیقه 90 ای بودن بهم دست داد 

نمیدونم چرا من دقیقه نودی هستم توی همه کارها تقریبا بخصوص در امور  کاری 

مسلما عیب هاش بیشتر از مزایاش هست .  خیلی دوست دارم که اینطور نباشه ، زیاد سعی هم کردم اما تابحال که موفق نشدم 

یکی از بزرگترین معایب دقیقه نود اینکه به تمام وجودت نبود وقت حس میکنی و این خیلی آزار دهنده میتونه باشه ، تصور کنید که شما مثلا  از  راه رفتن مورچه روی بدنتون بدتون بیاد، نبود وقت در دقیقه نود هم به این شکله ، یعنی گذر تک تک ثانیه ها مثل قدم زدن آهسته مورچه ( البته در مقایس با قدم های ما ، نه که ما همه چی رو از دیدگاه شخص خودمون مقایسه میکنیم )  روی بدن و چه بسا ذهن و اعصاب مبارک هست 

عیب دیگه فشار روحی و خستگی ناشی از اون هست، مثل محیط های کاری که مسئول نسبتا محترم  و چه بسا نامحترم (در اکثر اوقات) به شما فشار میاره که چرا کار نتیجه نگرفته، حالا هر چی هم توجیح و توضیح هم بیاری باعث نقض اینکه شما ادم دقیقه نودی هستی ، نمیشه 

اما از مزایا این حالت میشه به این اشاره کرد که ذهنتون بصورت ناباورانه ای آمادگی هر گونه جرقه رو داره ، به این شکل که چهره بصورت پر واضحی گویا این موضوعه که شما مستاصل هستی اما یکهو راه حلی به ذهنتون خطور میکنه که در حالت عادی اگر ساعتها هم فسفر بسوزنید اون راه حل پیدا نمیشه 

مزیت بعدی اینکه چون شما دوری از نتیجه، بصورت ناخودآگاه سرعت عملکردتون افزایش پیدا میکنه ، و این سرعت عاملی خیلی جالبی هست در این شرایط 

این خصوصیت دقیقه 90 ای من هم برام جالب و هم نگران کننده است، و شاید از نظر خیلی ها بیشتر نگران کننده باشه اما مهم اینکه به نتیجه برسی 


ãäÈÚ

مشخصات



اسم این وبلاگ در روزهای اول در جستجوی آیدا بود که مرحله به مرحله تغییر کرد 

شاید سوال پیش بیاد که چرا بین این همه اسم آیدا ؟  باید بگم من با این اسم از اوایل نوجوانی ارتباط خاصی داشتم 

از اون روزها خیلی وقت که میگذره و من میتونم بگم آیدای زندگیمو پیدا کردم 

اما با توجه با شرایط زندگی ماها ایشون منو ترک کرد 

این روزها بارون زیاد میاد، بهاره دیگه ، اما من از یک منظر دیگه بهش نگاه میکنم 

این روزها شما تو خیابون زیر یک آسمون کامل صاف و آفتابی  در حال قدم زندن ، رانندگی یا هر کار دیگه ای هستی که یکهو با هجمه شدید بارون مواجه میشی 

آیدای من از روزی که نیستی فکر و خیال و چهره ات و از همه مهم تر خاطراتت  مثل این بارون های  رگباری به ذهن من شلیک میشه و منو ناک اوت میکنه طوری که اطرافیان بارها و بارها هی این جمله کلیشه ای "چی شد یهو " ازم میپرسن  و من مات مبهوت هیچ حرفی برای گفتن ندارم 


دوست داشتم اومدنت هیچ رفتنی نداشت ، من آماده بودم واسه همه چی 


همیشه در قلب منی آیدای من 


ãäÈÚ

مشخصات



 نکته :  مطالب قدیمی این وبلاگ نخونید چون خیلی منفی هست ، حال خود منو خرا ب کرد ، البته بماند که مربوط به همون دروان بیهودگی میشه 

این عنوان دقیقا از زمانی انتخاب شد که زمزمه های تغییر توی وجودم حس کردم 

قبلا در توصیف این عنوان نوشته بودم که "سیری که با آمدن او آغاز شد و در نبودش ادامه دارد" ، حالا بمونه که "او" کی بود و کی هست ، فقط به همین نکته بسنده میکنم که حواستون با آدمهای اطرافتون باشه بعضی هاشون میان که مسیر زندگی تون عوض کنن و در مورد من این شخص ادم نبود فرشته بود .

چند روزی هست که دارم به اینجا میرسم ، چند باری تصیمیم گرفتم مطالب قدیمی پاک کنم،  اما نمیتونم چون باورم  اجازه این کار نمیده، هر چند هم که تلخ و یا شاید بیهوده هم باشه بازم گذشته زندگی من هست، از اینجا که پاک کنم از ذهنم که پاک نمیشه 

کامنت های قدیمی رو  اکثرا خوندم، خیلی هاشون اشاره به این موضوع منفی گرا بودن مطالب داشتن گرچه در اون دروان من توجهی نمیکردم 

اما الان داستان فرق میکنه یکی از کامنت ها خطاب به من این بود که " بجای منفی گرا بودن یکم آگاهی بده تو که میتونی "

شاید بتونم آگاهی بدم ، ظاهرا میتونم ، سعی میکنم بگونه ای بنوسیم که بعد از خوندن مطالب چند نکته مشهود باشه: 1- به هبچ وجه منفی گرا و نا امید کننده نباشه . 2- سادگی در نوشتارش کامل رعایت بشه .3 -مفید واقع بشه 

برگردم به عنوان وبلاگ 

این عنوان دقیقا مسیر نوجونی تا جونونی من هست که اگر بخوام حدود تقریبی شو بگم 15 سال تا به الان طول کشیده ! از 14 سالگی تا به اکنون 

در عکسی که انتخاب شده، سعی بر رسوندن همین بوده ، تصویر سمت راست نشون دهنده دوران بیهودگی و تصویر سمت چت نشون دهنده دوران امیدواری هست . مهم ترین نکته در مورد عکس خودم لبخند من هست . گرچه شاید به خاطر ادیت تصویر زیاد مشخص نیست اما اینو یادمه که تصویر مربوط به یک روز بهاری زیبا بود که من متکی بر همین لبخند داشتم به سمت شرکت ( یکی از بدترین مکان ها برای روحیه خوب داشتن ) می رفتم . باید این مسیر طی میشد. 

در ضمن بعدا ی در مورد لبخند و خندیدن و اثرش مینوسیم 





ãäÈÚ

مشخصات




چند شب پیش با یکی از دوستان قدیمی تلفنی صحبت می کردم که در بین صحبت ها به این نتیجه رسید که من باید در دانشگاه فلسفه میخوندم ، از نظر ایشون من و کامپیوتر هیچ وجه اشتراکی نداریم ( منم موافق ام ).  من به شخصه خیلی علاقمند به فلسفه نیستم ترجیح من در مرحله اول هنر در هر شاخه ای و بعد رشته ای مثل جامعه شناسی !!!! 

البته که این اولین پیشنهاد در مورد فلسفه به من نبود ، یکی دیگه از دوستان هم همین لطف را داشتند و منو فیلسوف خطاب میکردند 

من به شخصه تابحال هیچ کتاب فلسفی بطور کامل نخوندم ، بطور مثال کتاب  دنیای سوفی ناقص  کنارگذاشتم  چون به این نتیجه رسیدم که متنش خیلی دیگه ساده هست و من اینقدر سادگی رو دوست نداشته و ندارم. 

علت اینکه دوستان در این خصوص به من لطف دارند اینکه از زبون من حرفهایی شاید مفید شنیده باشند. این صحبت های بخصوص،  الان که بهش فکر میکنم دقیق یادم نمیاد و من از این فراموشی بدم میاد . هزارن بار خواستم رکورد کنم تا بعد بتونم بنوسیم در موردشون اما تا به الان موفق نشدم. !!! 

اما برگردم به هنر و جامعه شناسی 

علت دوست داشتن هنر اینکه حال روحی خوبی بدست میارم زمانهایی که بطور مثال موسیقی خوبی میشنوم و میبینم ( بخصوص موسیقی تلفیقی) و یا شعری میخونم  . علاقه خاصی به نقاشی هم دارم بطوری که تعداد زیادی  تابلوی نقاشی دارم. از نظر موسیقی هم  شدت اثر گذاری به شکلی هست که بعضی اوقات دچار نوعی خلسه میشم . 

در مورد جامعه شناسی هم میتونم به این دلیل اشاره کنم  که  یکی از خصوصیت های شخصیتی من اینکه بطور کاملا نامحسوسی حواسم به آدمایی زندگیم هست ، خیلی بهشون دقت میکنم، با چشم سوم همش نگاه شون میکنم . تو ذهنم همش بهشون فکر میکنم و در بعضی مواقع باهاشون صحبت میکنم .البته علت این کارها تلاش برای برقراری ارتباط صمیمی و درست هست و بیشتر واسه شناخت ادم هاست تا فضولی . دوست دارم به آدمها نگاه کنم، دوست دارم برم توی ذهنشون ببینم چطوری مسائل حل و فصل میکنند ، نگاهشون به مسائل زندگی چطوریه .اما من ادمی هستم که برخورد اولیه مناسبی نداره ، نه اینکه ادم سردی باشم در برخورد کردن، اما انچنان چنگی به دل نمیزنم ، 

من کلا معتقد به این اصل هستم که هر شخص باید نبست به سنش داری درک بیشتری باشه ، درک از لحاظ اینکه وقتی مثلا " تو سن 30 سالگی ازش میپرسند زندگی یعنی چی ؟ " 

باید جوابی داشته باشه و اون جواب نباید همش شامل خصوصیات منفی زندگی باشه . 

ما آدماها باید در مورد زندگی همیشه حرفی برای گفتن داشته باشیم 


ãäÈÚ

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 9099071613

شماره تماس دوم از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل